ミ★ミبــــــازی روزگــــارミ★ミ | ||
|
اینجا گــیـر افـتادم تـــوی واژه های وارونـه : جــایی که «گــنــج » «جــنـــگ » میشود «درمـــان » «نــــامـــرد »و «قـهـقـهـه»« هــق هــق» ! امـا «دزد »همان« دزد »و «درد »همان «درد» و «گـرگ »هـمـان «گــرگ »! آری جــایی کـه مـن زندگی میکنم جـای واژه های وارونـس جایی که «مـــن » «نـــم »زده است «یــار» « رای »عوض کرده است «راه» گویی« هـار» شده است و «روز »بـــــــه «زور» میگذرد « آشنـــا »را جـــز در « انــشا » نمی بینی و چــه « سـرد» است این « درس » زنـــدگی اینجاست کـه« مــرگ »بــرایـم « گــرم »میشود چـــــرا کـــــه درد هـمـان درد است ... نظرات شما عزیزان: رهگذر
![]() ساعت1:23---31 تير 1394
دلم گرفته است…
دلم عجیب گرفته است و هیچ چیز، نه این دقایق خوشبو، که روی شاخهی نارنج میشود خاموش، نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شببوست، نه، هیچچیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند. و فکر میکنم که این ترنم موزون حزن تا به ابد شنیده خواهد شد…
سخت است گلدان باشی برای گلی که مصنوعیست.سلام خوبین؟حال شما چگونه انگیزناک می باشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
پاسخ:سلام،مرسی سلامت باشین.
فـــرق داریـــم
كـج میــریــم امــا رآســ میـگـیـم
روزي ميرسد که:زمان در من خواهد مُرد و من در زمان خواهم خُفت...
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() آپــــــــم پاسخ:چشم
لبخند منو با برخورבҐ قاطے نڪن
لبخندҐ حالتـہ صورتمـہ ... ولے برخوردҐ لیاقتت ...
همـہ با یہ cap روی سراشون
یـہ iphone تو دستاشون یـہ rey ban رو چشاشون یـہ beats رو گوشاشون ^-^ شــــــــــدن شـــــاخ ^-^ فقط همینـہ ماجراشون؟؟؟ ولی ما با عشقمون فقط میشیم شــاد
مَن غرورَم دَهَنهِ خودَمو سِرویس کَردِه
دیگه چه بِرِسه بِـــــ تو
یه اصلیـــــ هس که میگـــــــهـ
بدجور سرکــــــآریمـ
به بعضیا باید گفت:
قبول شما باکلاسی... لباسای مارک دار میپوشی... اما اینو بدون گاوَم پوستش چرم خالصه
تو پنداری همان قوی سپیدی که در دریای قلبم آرمیدی به آنی که به دریا باز گردی نمیدانی که با دریا چه کردی إإإنو قویی ...لیک ...آن دریا کویر است......................سلام . سال نو مبارک. امیدوارم به همه آرزوهات برسی.
✗✔از دريا آموختم غرقش کنم
هر کس که از حَدش گذشت✔✗ ببین و به روی خودت نیار حرفی بزنی تعویض میشوی شاید انقدر عاشق باشی که مثل او نبینی اماااااا او انقدر سنگدل هست که همه را مثل تو ببیند مراقب باش حتی غیرتت حسادتت این رابطه را بر خودت زهر خواهد کرد ... {این داستان عشقای امروز استـــ}
خـیلی سـخـته وقــتی داری پـست غمگین
مـیذاری از خـیسی کلـیدای کیـبوردت بفـهمی داری گــریـه میـکنی
شما شاید باشی با کلاس
ولی ما کارمون با دلاس هرچقدم میخوای بزن گراس اصلا بخور گلاس ولی اینجا تو تراس با ما نلاس فکر کردی اینجا هست لاس وگاس نه فدات اینجا هست لاش بگاس مائده
![]() ساعت18:28---16 اسفند 1393
آره ارزش لگد زدن به شکم مادرم رو نداشت اما خب فعلا واسه جبرانش ، این دنیا شروع کرده به لگد زدن جسم بی جون من ... دیگه خسته شدم از ضربه های سنگینش !!
دلا خوبـــان دل خونیــــن پســـندند
دلا خون شو که خوبان این پسندند متاع کفر و دین بیمشتری نیست گروهــــی آن گروهی این پســـندند بابا طاهر
دلم
سگِ تنهایِ دربه دری که در و دیوار را به شوقِ عطرِ صاحبش می بوید
شب ها پرنده هایش می روند روزها ستاره هایش ببین آسمان همکه باشی باز تنهایی
![]() ![]()
.."به نام چشماش"... دقت کردین چند وقتیه بیشتر پیامایی که باهر عنوانی که به اشتراک میزاریم،خودکار توی بخش اس ام اس تنهایی ذخیره میشه؟؟اه...حیف اون اشکا
כنــیـاے پـسـرا پُــر گـریــہ هـاے یـواشـڪـیـہ ...
כنــیـاے پـسـرا پُــر غـصــہ هـاے پـنـهـونـیـہ ... כنــیـاے پـسـرا پُــر פֿــنـכهـایـے ڪــہ پـشـتـش یــہ כنـیـا غـمـہ ... כنــیـاے پـسـرا پُــر روزایـے ڪــہ هـیـچ وقـت یـاכشــوטּ نـمـیــره ... כنــیـاے پـسـرا پُــر פـرفـایـے ڪــہ هـمیـشــہ بــہ כلـشـوטּ مـیـمـونـہ ...
...مـــــــن یک دختــــــــرم...
...دختـــــــــری با افکار پســــــــرونه... ...دختـــــــــری با اخلاق پــــــسرونه... ...دختـــــری با طرز حـــــرف زدن پســـــــرونه... ...اره من یــــــــــــک دختــــــــــرم... ...دخــــــــــــتری با صـــــــــبر پسرونـــــــــــه... ...دختری با قدمـــــــــ های پــــــــــــسرونه... ...یک دخـــــــتر با همـــــــــــت پسرونه... ...دختـــــــــری به همراه استقلال پســــــــــــرانه مرامــــــــــــــ پسرانــــــــــــه اما... ...افکار و اخلاق و طرز حرف زدن و مرام و همت و استقلال و قدمــــــــــــ هایی که... ...هیچ یـــــــــک از پـــــــــــسران امروزی ندارنـــــــــــد... ...مــــــــــن یک دحتــــــــــــرم... ...نه تنها بــــــــرابـــــــــــر بلکـــــــــــه بالاتــــــــــر از پسر های امروزی...
از عقابی پرسیدند:
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟ عقاب لبخند زد و گفت : من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم! من در اوج بلندی ،نگاهم همیشه به زمین است... چقدرشیرینه وسط اس ام اس شبانه خوابت ببره،صبح پاشی ببینی نوشته قربون عشقم برم که خوابش برده! . . . . . . . منم یه شب وسط اس ام اس بازی خوابم برد صبح بلندشدم دیدم نوشته مردی!؟ب جهنم!بمیرراحت شدم بای!!!
اولین روز دبستان بازگرد
شادی آن روز ها یم بازگرد بازگرد ای خاطرات کودکی برسوار اسبهای چوبکی درس های سال اول ساده بود آب را بابا به سارا داده بود مانده در گوشم صدایی چون تگرگ خش خش جاروی بابا روی برگ هم کلاسی های من یادم کنید بازهم در کوچه فریادم کنید کاش هرگز زنگ تفریح نبود جمع بودن بود تفریق نبود ای دبستانی ترین احساس من بازگرد این مشق ها راخط بزن
آنجا نشسته ای و لبخند می زنی اما دستی تکان نمی دهی ای کاش آن قاب، قاب پنجره بود سلام دریای معرفت بهم سر بزن خرج که نداره خرجم داشت من خرجتو میدم با بالگرد بیا کرایش با من
![]()
سُـڪوتـَم اَز رضایـتـ نیـستـ،تـو فـڪر ایـنـρ
چـطوریבَهـنـتو سرویـس ڪُنـρ..
ی قانونی میگه :
همیشه جوری زندگی کن ک وقتی میری جلوی آینه روت بشه ب چشمات نگاه کنی . . .
به نفس های خسته این گرگ نگاه نکندنیارو برای کسی دریدم که ،مرا به سگی فروختSalam
پاسخ:سلام
نِمــــیـــدانَمـ
دوستت دارمـ چهـ واژه ایـــــــــســت کهــ هرچه میگویی عاشـــق تــــــــــــــــــر میشوی و هرکه میشنـــــــــــــــــود....مغـــ ــ×ــــــــــــــ×ــــــــــرو رتـــــر!!!
آدم هـــا
حـق دارنـد آغـوشـی داشـته بـاشنـد کـه وقـتی بـغـض داشـت خـفـه شـان مـی کـرد بـهـش پـنـــاه بـبـرند.. و ایـمـان داشـتـه باشـند تـا وقتـی کـه آنـجا هـستـند دسـت هـیـچ غـمی بـهـشـان نـمـی رســــد . . .
شــُما خــפּدتــפּ بُکشید واسهــ یدونہ لـــآیک!
از مـــآ دعوتـــ میکُنن واسہ تبلــغــآت نــآیک!
♡ﻗﺼﺪﻡ ﻧﺸﺴﺘﻦ ﺑﻮﺩ..
ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ... ﻧﻪ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭﺕ... ﻗﺼﺪﻡ ﺷﮑﺴﺘﻦ ﻏﺮﻭﺭﻡ ﺑﻮﺩ... ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺷﺖ... ﻧﻪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯾﺖ... ﻗﺼﺪﻡ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺑﻮﺩ... ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ... ﻧﻪ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ... ﻗﺼﺪﻡ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻥ ﺑﻮﺩ... ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺖ... ﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ...
معلم پسرک را صدا زد تا انشایش را درباره «علم بهتر است یا ثروت» بخواند
پسرک با صدای لرزان گفت ننوشته ام! معلم با خط کش او را تنبیه کرد و پایین کلاس پا در هوا نگه داشت پسرک در حالی که دستهای قرمزو باد کرده اش را به هم می مالید زیر لب گفت: بله ثروت بهتر است چون مي توانستم دفتر بخرم و بنويسم ...
چـشـمان تـو گـل آفـتـاب گـرداننـد
بـه هـرجـا کـه نگـاه کـنی ; خـدا آنـجاسـت ...
آدم گاهی چه گرم می شود
به یک “هستم” به یک “نترس” به یک “نوازش” به یک “آغوش”
میم مثل عشقم
------------------- به نام خالق انسان به نام انسان خالق غم ها به نام غم ها به وجود آورنده اشک ها به نام اشک تسکین دهنده ی قلب ها به نام قلب ها ایجادگرعشق و به نام عشق زیبا ترین"خطای"انسان
میم مثل عشقم
-------------------- نه!!! اشتباه نکن !!! درانتظار تو نیستم !!! در انتظار منم...که با تو رفتـــــــــ...
کمی مهربان تر باش لطفا !…
برای شـانه ام سنگین است این سـرسنگینی ها
عشــق
همین خنده های ساده ی توست وقتی با تمام غصه هایت میخندی تا از تمام غصه هایم رها شوم(*_*)
ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﮐﻠﺎﻓﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻨﺘﻈﺮﻡ...
ﺍﮔﺮ ﻧﻤﯽ ﺁﯾﯽ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﺯﺟﺮ ﻧﺪﻫﻢ... ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﺟﻬﻨﻢ.
تک عروس گورستان،پنجشنبه ها دیگر بدون تو خیابان ها صفایی ندارد
اینجا کنار خانه ی ابدیت مینشینم... اشک و دلتنگی و فاتحه و مرور خاطرات نه چندان دور... آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من...! نگران خیره شدن مردم به اشک هایم نباش! بعد تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم....!!
چقدر سخت است
منتظر کسی باشی که . . . هیچ وقت فکر آمدن نیست!
سلام وبتون عااالی بود بمنم سربزنید
![]() ![]() ![]() ![]() پاسخ: سلام ممنون -خوش اومدین ،حتما سر میزنم
گرتواين دنيا کسي هست که با ديدنش رنگ رخسارت عوض ميشه و قلبت ابروتو به تاراج مي بره. مهم اين نيست که اون مال تو باشه، مهم اينه که باشه. نفس بکشه، زندگي کنه و از زندگيش لذت ببره
می دونید سریعترین راه به چنگ آوردن قلب یک مرد چیه ؟ پاره کردن سینه اش با یک کارد آشپزخانه
![]() ولنتاین تو هم مبارک ![]()
مورد داشتیم پسره بخاطر کادو خریدن واسه همه مخاطباش تو روز ولنتاین الان بی پول بدبخت شده و کنار جوب زندگی میکنه
![]() پاسخ:بزرگی و عظمت، در فروتنی و شیرینی است.
موندم ولــنــتــاین برای خــودم چی بخرم!!؟
یه ساعت یا لباس یه عروسک ... یا شکلات ؟!! اخه میــخــام خودمــو ســوپرایز کــنم میــخــام یه چیزی باشــه ک دوس داشته باشم، یــه چیــز خــــاصــ که اصــلن انــتظــارشــو نداشــته باشــم... اونایی ک خودشون ولنتاینو ب خودشون تبریک گفتن . . . چــن نــفــریــم؟؟ پاسخ:شاد کردن قلبی با یک عمل، بهتر از هزاران از سر است که به نیایش خم شده باشد.
گاهی حس میکنم روی دستان خدا مانده ام.... خودش هم نمیداند با من چه کند!!!!!!
گـــآهی هــَوس مـــیکنم شمــــآره ات رآ بگـــیرَمُ..
دوبـــــآره تپــــیدنِ ایــ ن قـــلبِ لعنـــتی رآ احــــسآس کنم.. خــیلی وقــت است دیگــر هیــچ چــیز آن رآ نمی لرزآنَــد! جــُز شـوقِ شــنیدنِ طنـــینِ ِ صـــدآیِ تـــو...!
بی تو ؛ نَـہ بویِ خآڪ نِجآتَم دآد ,, نَـہ شُمآرشِ سِتآرہ هآ تَسڪینَم ,, چِرآ صِدآیَم ڪَردی ؟ ,, [!] ×
[ جمعه 17 بهمن 1393برچسب:واژه هــــــــــای وارونـه , ] [ 23:44 ] [ DUYĞU ]
|
|
[ : بازی روزگار ] [ ] |